ماوراطب

سلام من با یک خانومی وارد رابطه شدم و یه مشکلی برامون پیش اومده اونم اینه که من یه خانواده مذهبی دارم و یه موقعایی بخاطر شرایط خانوادگیم مجلورم که ایشونو تنها بزارم ولی ایشون برعکس من خانوادشون با روابط ما مشکلی ندارن و اون همیشه برای بودن کنار من وقت داره الان به جایی رسیدیم که ایشون نمیتونن تحمل کنن و میگن که توهم باید شرایططو مثله من بکنی و وقتت کامل دراختیار من باشه و خب من فعلا جوونم و شاید حداقل یه سال طول بکشه تا بتونم مستقل شمو خودمو از خانوادم جدا کنم نمیدونم چیکار کنم الان لطفا کمکم کنین

سلام وقت بخیر چیکار کنم همسرم سمت من باش از من دفاع کنه به حرف های خوانوادش گوش نکنه چون خوانوادش تو زندگیم خیلی دخالت میکنن جوری که میگن اینو بخر اونو نخر

من یه خانم۲۶ساله هستم و یک ساله که ازدواج کردم و توی این یکسال اصلا نمیتونم با شوهرم صحبت کنم یا درخواستی ازش کنم و یا حتی اگر کاراش ناراحتم کنه نمیتونم به زبون بیارم اصلا وقتی میبینمش انگاری که لال میشم جلوش و همه چیو میریزم توی خودم الان هم داغون شدم هم اینکه شدم یه زنی که هرچی بگنش میگه چشم بدون اعتراض حتی اگر واقعا درحقم بدی کرده باشه و یا دامو شکسته باشه فقط سکوت میکنم جلوش و توی خلوت خودم اشک میریزم ویا توی خلوت خودم میگم این دفعه دیگه جلوش وایمیستم و نمیزارم باکاراش ناراحتم کنه ولی بازم تا میبینمش نمیتونم چیزی بگمش

سلام من ۲۰سالمه و مدتیه احساس میکنم از بچگی adhdداشتم و کسی توجهی نکرده علائمی ک دارم اینه که انگیزه ندارم برای هیچ چیز،بی‌حوصله و کسلم،ارتباط چشمی نمیتونم برقرار کنم،با خانوادم به مشکل خوردم ولی نمیدونم چطور باید بهشون بگم،در بیان احساسم مشکل دارم،تمرکزم خیلی کمه به طوری که اگر درحال انجام کاری باشم و حس کنم کسی داره بهم نگاه میکنه دیگه نمیتونم اون کار و به درستی انجام بدم،دوس دارم تنها باشم بعضی اوقات ولی خانواده اجازه نمیدن،توانایی حرف زدن حتی ۲کلمه درحد عادی هم نمیتونم با جنس مخالف داشته باشم،با شناختی که از آدما پیدا کردم اغلب برام هیچ جذابیتی ندارن،با خوردن قهوه هم تاثیر چندانی نمیبینم و موقته وباید هر روز قهوه استفاده کنم تا سرحال باشم ممنون میشم کمکم کنید🤍

سلام وقت بخیر دو بار سوال پرسیدم، نمیدونم چرا سوالم حذف شده یا حذف کردید

سلام دخترم ۱۰ سالشه. چند مدتیه دچار وسواس فکری و ترس از بیماری شده . از طرفی وقتی حتی یه برخورد کوچک با دوستاش داره احساس عذاب وجدان میگیره که کارش درست بوده یا نه ؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم

مادرشوهر من سه تا پسر داره و آدم سلطه جوییه طوری که از نظر مالی باید از همه چیز مطلع باشه ، قیمت خونتون الان چنده ؟ خودت چقدر حقوق میگیری ؟ عروسم چقدر حقوق میگیره ؟ مامانش چقدر بازنشستگی میگیره وقتی به همسرم میگم که اطلاعات اضافی نده میگه که تو حساسی اینا چیزای عادی هست و همه ی ایرانیا برای اینکه حرفی داشته باشن اینا رو میپرسن و کلا جوری رفتار و صحبت میکنه که انگار پسراش باید خرجشو بدن و براش همه چیز بخرن و به زبون میگه که پسر بزرگ کردم برای همچین روزی و وظیفشونه خرج کنن و کلا طوری رفتار میکنه که انگار میخواد به بقیه بفهمونه حرف حرفه خودشه چون با اینکه ما تقریبا تازه ازدواج کردیم ولی بازم میخواد از ما پول بگیره یک هفته خونه ی ما بود و رب و روغن پنج کیلویی از اینجا بلند کرد که ببره شهرستان انگار اونجا مایع ظرفشویی و رب و روغن پیدا نمیشه ، حالا با توجه به اینکه همسرم چند ماهی میشه که براش هر ماه یه تومن هم واریز میکنه ولی وقتی ایندفعه از خونم اینارو برد خیلی ناراحت شدم و به طور جدی به فکر ول کردن همسرم هستم تا خودمو از دست همچین خانواده ای آزاد کنم میشه راهنماییم کنید که چجوری از همسرم بخوام که اینها رو مدیریت کنه و کمتر آمار همه چیز رو به مادرش بده

چند وقت پیش پیامای شوهرم با ی خانوم دیگع رو تو گوشیش دیدم اولش انکار کرد و تازگی کاری ک کرده رو قبول کردع و قول دادع دیگ تکرار نکنه ولی من خیلی بهش بی اعتماد شدم دیگه حرفاشو باور نمیکنم چون همیشه میگف خعلی دوستم داره من هیچی براش کم نذاشم نمیدونم چرا کشیدع شد سمت این کارا خعلی اذیتم اصن نمیدونم باید چیکا کنم ب خود دختره زنگ زدم اونم گفع ک چن وقتی باهم رابطع داشتن ولی از وجود من بی خبر بودع و الان خودشو کشیدع کنار ... الان من شوهرم هر کاری میکنع حس میکنم دارع بهم خیانت میکنع ذهنم خراب شدع چیکاکنم به آرامش برسم

سلام وقت تون بخیر از لحاظ روحی و حتی جسمی واقعا خسته ام. یه پسر دو ساله دارم که از در و دیوار بالا می ره. یه مهمونی نمی تونم برم. یه شام بیرون نمی تونیم بخوریم همه جا رو بهم می ریزه. توی خونه می ره روی اپن می پره پایین همسایه پایین ما چه گناهی کرده. هر چی می خواد با ناله و گریه و داد و بیداد هر جا می رم می گن حتما بد تربیتش کردی؟ آخه مگه من چی کار کردم. مدام دارم بهش می گم این کار رو نکن. خودم اصلا صدای بلندی ندارم. ولی دیگه اخیرا عصبی شدم. توی مترو همه رو کلافه می کنه. خسته شدم از دستش خسته. یه لحظه دراز نمی تونم بکشم. می پره روی شکمم. شاید فکر کنید دیوونه شدم اما گاهی فکر می کنم روده ام پاره شده. چون درد های نا مشخصی توی ناحیه شکنم گاهی حس می کنم. از اون طرف همسرم به جای اینکه فکر خورد و خوراک و لباس من باشه به مامانش پول تو جیبی می ده. بهش که می گم می که تو خودت کار می کنی. حالا حقوق من کلا ۲ تومنه. یه کار پاره وقت دورکاری مجبور شدم پیدا کنم. که لااقل یخ جا گیر کردم با یه بچه لااقل بتونم یه اسنپ بگیرم. بعد اصلا درسته این که من بدم کار کنم خرج خودمو بدم شوهرش خرج پدر و مادر و برادرهای مجردش رو بده؟

سلام من ۲۱ سال دارم و مدتی هست با اقایی در رابطه هستم.دختری که قبل از من با این اقا در رابطه بوده مدام به این اقا پیام میدهد مثلا می‌گوید مریضم و یا انواع بهونه ها که این اقا را به سمت خود بکشونه.چند روز پیش هم زنگ زده به این اقا و التماس که برگرد.من این اقا را دوست دارم ایشون هم من رو دوست داره و باهم خوشحالیم.اما نمیدونم با این مشکل چجوری باید برخورد کنم که حل بشه.واقعا اذیت میشم....