ازدواج از مهم ترین تغییراتی است که در زندگی انسان رخ می دهد و به همین دلیل، همسران را با موقعیت های جدید و پیش بینی نشده ای مواجه می سازد. هر آنچه در زندگی شما رخ داده و باعث شده درباره ی طلاق تصمیم جدی بگیرید را درک کرده و بدون احساس پشیمانی بپذیرید. دلیل جدایی شما هر چه باشد، کاملا طبیعی است که بعد از آن احساس درماندگی، از دست دادن، افسردگی و حتی ناامیدی پیدا کنید. شما نمی دانید بعد از طلاق، چه چالش هایی پیش روی شما قرار خواهد گرفت؛ و مبهم بودن آینده همیشه برای انسان نگران کننده است…! در این مقاله سعی کرده ایم طلاق را از زوایای مختلفی بررسی کنیم تا به شما کمک کند درک و دیدگاه تازه ای از این اتفاق مهم پیدا کنید و افسردگی ناشی از جدایی را راحت تر پشت سر بگذارید…
سر و سامان دادن زندگی پس از طلاق می تواند از چند هفته تا چندین سال طول بکشد. در این زمان، شما ممکن است طیفی از احساسات را تجربه کنید. همچنین ممکن است در برابر شرایط خاصی مانند ترومای بعد از حادثه، افسردگی و شرایط جسمانی مختلف آسیب پذیر تر شوید. افسردگی ناشی از ضربه های روحی و عاطفی مثل طلاق، با افسردگی بالینی متفاوت است که اختلال تنظیم یا افسردگی وضعیتی نامیده می شود. هر دو افسردگی بالینی و افسردگی وضعیتی به شیوه ای مشابه ظاهر می شوند.
1- نادیده گرفتن مسئولیت ها
2- دوری کردن از خانواده و دوستان
3- عمکرد ضعیف در محل کار به دلیل نداشتن تمرکز کافی
4- دعوا کردن
در صورتی که شما هر یک از این رفتار ها را تجربه می کنید یا احساس افسردگی پس از طلاق دارید بهتر است با یک مشاور صحبت کنید و راهکارهای مناسب را دریافت کنید.
اکثر مردم غم و اندوه را به افسردگی ربط می دهند. غم و اندوه، تنها یکی از چندین علائم افسردگی است. علائم دیگری که در افسردگی بالینی و موقعیتی شایع هستند عبارتند از:
1- از دست دادن اشتها
2- از دست دادن علاقه به انجام فعالیت ها و سرگرمی هایی که قبلا از انجام آنها لذت می بردید.
3- خواب کم یا بی خوابی
4- زود رنجی
5- خستگی
6- گریه های ناگهانی
7- مشکل در تمرکز
8- احساس ناامیدی و بدبینی، همچنین احساس از دست دادن ارزش
9- افکار خودکشی و حتی تلاش به انجام آن
برای اینکه مشخص شود مبتلا به افسردگی هستید، باید حداقل ۵ مورد از موارد ذکر شده در شما وجود داشته باشد. مردان و زنان، افسردگی را به صورتی متفاوت تجربه می کنند. افسردگی در زنان اغلب با غم، بی ارزش بودن و احساس گناه ظاهر می شود. علائم افسردگی در مردان از زود رنجی و مشکل خوابیدن تا نوشیدن یا مصرف مواد مخدر می باشد. به طور کلی زنان بعد از طلاق بیشتر از مردان احساس افسردگی می کنند. با این حال، مردان کمتر به طور واضح در مورد افسردگی خود صحبت می کنند.
اگر شما دچار افکار خودکشی هستید، بهتر است فورا به روانپزشک مراجعه کنید. شما راحت تر می توانید با شخصی که نمی شناسید در مورد احساسات خود صحبت کنید و این برای شما بسیار مفید است.
در صورت وجود علائم افسردگی بیش از دو هفته، با پزشک خود تماس بگیرید. هنگام آماده شدن برای جلسه مشاوره، اگر نیاز به حمایت دارید، یک دوست را همراه خود ببرید. علائم اصلی خود را بنویسید و این لیست را با خود بیاورید. همچنین، هر دارو یا مکمل هایی را که مصرف می کنید بنویسید.
1- داروهای ضد افسردگی
2- داروهای ضد اضطراب
3- روان درمانی
آنها همچنین ممکن است موارد زیر را توصیه کنند:
1- هنر درمانی
2- درمان های جایگزین مانند طب سوزنی یا ماساژ درمانی
3- تکنیک های آرام سازی مانند یوگا و یا سایر کلاس های ورزشی
احتمال طلاق، در بین همسرانی که یکی از آن ها دچار مشکلات روحی و روانی باشد، دو برابر بیشتر از همسران نرمال و حتی همسرانی است که هر دو دچار افسردگی هستند. در مواقعی که هر دو نفر در زندگی مشترک در حال دست و پنجه نرم کردن با افسردگی باشند، بهتر می توانند دلیل رفتارهای یکدیگر را درک کنند و حتی به بهتر شدن حال هم کمک نمایند.
در هر حال، روابط عاطفی بین دو فردی که مشکلات روحی چندان شدید و خطرناکی را تجربه نمی کنند، از ثبات و دوام بیشتری برخوردار است. اگر شما در آستانه ازدواج هستید و قصد آغاز یک زندگی مشترک و موفق را دارید، بهتر است از سلامت روحی و عاطفی خودتان و شریک زندگی تان مطمئن شوید.
« بخاطر بچه هام مجبورم» پرتکرار ترین جمله ای است که بسیاری از همسران ناراضی از زندگی مشترک خود بیان می کنند. نگرانی بابت آینده ی فرزندان، وضعیت روانی، اخلاقی، تحصیلی و … باعث می شوند با وجود دشواری های طاقت فرسا در زندگی زناشویی، زن و مرد تصمیم به طلاق نگیرند. واقعا دلیلی منطقی وجود دارد که بخاطر فرزند یا فرزندان، از طلاق صرف نظر کرد؟!
طلاق، درست مانند ازدواج؛ یک تغییر بزرگ است که از لحاظ احساسی روی تمام اعضای خانواده اثر می گذارد. بدون شک فرزندان بعد از طلاق والدین، در معرض تحولات مهمی قرار خواهند گرفت؛ که در صورت بی توجهی و سرسری گرفتن آن ها آسیب های خطرناک و عمیقی را برجا می گذارند.
شاید اولین و متداول ترین احساسی که کودکان هنگام طلاق والدین تجربه می کنند، احساس دوست داشته نشدن و یا طرد شدن توسط والدین باشد! بسیاری از کودکان خود را مقصر طلاق والدین می دانند و همین امر، باعث خود سرزنش گری های شدید و شکست عزت نفس در آن ها می شود.
البته شرایط ذهنی و روانی انسان ها با هم متفاوت است؛ و واکنش های فرزندان نیز به مقوله ی طلاق کاملا منحصر به فرد است.
ولی به یاد داشته باشید، زندگی در یک فضای پر تنش، پر از اضطراب، خالی از عشق و اعتماد متقابل، می تواند به اندازه ی طلاق برای فرزندان آسیب زا باشد. اگر زندگی مشترک شما در وضعیتی قرار دارد که جدایی مناسب ترین گزینه برای ادامه ی آن است و در عین حال، نگران آینده ی فرزندان خود هستید، حضور یک روانپزشک یا روان درمانگر در کنار شما و فرزندتان می تواند کمک بزرگی در تسهیل این اتفاق باشد…
همانطور که قبل تر نیز اشاره کردیم، افسردگی بعد از طلاق پدیده ای کاملا طبیعی است و شما فقط به زمان بیشتری احتیاج دارید تا بتوانید کنترل اوضاع زندگی خود را به دست بگیرید. در این مسیر بدون شک از دریافت مشاوره و راهنمایی های یک متخصص و روان درمانگر، بی نیاز نیستید!
انجام موارد زیر به بهبود حال و ثبات وضعیت فکری و احساسی شما کمک خواهند کرد:
توجه داشتن به کیفیت تغذیه در همه حال، نکته بسیار ضروری و مهمی است. اما در هنگام دست و پنجه نرم کردن با بحران هایی مثل: افسردگی، ضرورت بیشتری پیدا می کند. علاوه بر اینکه لازم است نه تنها جسم خود، بلکه احساسات و روان خود را نیز به درستی تغذیه کنید. شاید پیش پا افتاده به نظرتان برسد، ولی تامین ویتامین ها و مواد مغذی مهم در بدن باعث بهبود عملکرد و افزایش توان ذهنی شما برای حل مشکلات می شود. مصرف آب به میزان کافی و اصلاح رژیم غذایی، هم به سلامت بدن شما می کند و هم نیاز شما به مراقبت و توجه را تا حد زیادی ارضا خواهد کرد.
مسلما بعد از طلاق، احساس خستگی و افت انرژی زیادی خواهید داشت. ممکن است انگیزه ی خود را برای انجام خیلی از کارها، از دست بدهید. در این برهه ی زمانی، هرکجا احساس کردید به تنهایی از پس امور ضروری زندگی خود بر نمی آیید، از افراد نزدیک و صمیمی اطراف خود درخواست کمک کنید. کمکی که نیاز دارید ممکن است فقط این باشد که شخصی یک ساعت از وقت خود را به شنیدن حرف های شما اختصاص دهد!
حضور در اجتماع و در بین سایر انسان ها که هرکدام مشکلاتی شبیه به شما دارند، کمک می کند از چشم انداز های دیگری به اتفاقات نگاه کرده و بتوانید جور دیگری درباره ی مسائل فکر کنید. روابط احساسی شما با اعضای خانواده، دوستان و حتی کسانی که روابط ساده ای با آن ها دارید، ذهن شما را باز می کند و احساس فقدان و تنهایی را در شما کاهش می دهد.
حرف زدن درباره احساسات، ترس ها، دغدغه ها و مشکلاتی که بعد از طلاق با آن ها درگیر هستید، یک توصیه ی خیلی موثر است. اگر درباره ی چیزهایی که تجربه می کنید با روانپزشک حرف بزنید، می توانید از راهنمایی ها و مشاوره های علمی و تجربه شده ای که اغلب اوقات نتیجه بخش بوده اند، بهره مند شوید. دلتنگی، مرور خاطرات، احساس شکست و از دست دادن، عواطفی بسیار طبییعی هستند که بعد از طلاق تجربه می کنید! فقط لازم است آگاهانه با آن ها مواجه شوید و از برخورد های هیجانی و غیر منطقی دوری کنید.علاوه بر این، ممکن است موقتا نیاز به مصرف دارو داشته باشید؛ که یک متخصص اعصاب و روان حتما مناسب ترین برنامه ی درمانی را برای شما تجویز می کند.