اختلال های شخصیت عبارتند از ، الگوهای پایدار استنباط ، ارتباط ، و تفکر درباره ی محیط و خود، که در اوایل بزرگسالی آغاز می شوند و در دامنه وسیعی از موقعیت های مهم اجتماعی و فردی تداخل می کنند . این الگو ها انعطاف ناپذیر و سازش نایافته هستند، و باعث اختلال های قابل توجه در عملکرد یا استیصال ذهنی می شوند .
مبتلایان به اختلال های شخصیت ، باعث رنجش شدید دیگران می شوند ، طبق تعریف، اختلال های شخصیت تنها در افراد بالای 18 سال بروز می کند و در جوان تر ها، رفتار های خاص، به عنوان صفات شخصیتی در نظر گرفته می شوند ، تا اختلال شخصیت .
درک اختلاف بین اختلال های شخصیت و روان نژندی ها، مساله مهمی است . طبقه اول، الگوهای ناسالم رفتاری پایداری هستند که نشانگر شخصیت منحصر به فرد هر شخص است . برعکس ، روان نژندی ها را با تعارض های عاطفی می توان شناخت و این اختلال ها باعث نشانه هایی نظیر اضطراب، افسردگی ، فراموشی ، ترس ، و نشانه های بیماری روان تنی می شوند .
برای مثال افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی –جبری، نگرانی بیش از حدی نسبت به پاکیزیگی ، پول ، دارایی ، زمان و کامل کردن کارها به روش خاص خودشان ، دارند .
بحث از اهمیت وراثت، در برابر محیط ، قرن ها مطرح بوده است . اکثر کودکان دارای سه سبک متفاوت رفتاری هستند .
گروهی از کودکان آرام بودند ، زیاد می خوابیدند، و به آسانی راضی می شدند . این کودکان ، حتی در نوزادی ، تنها زمانی گریه می کردند که گرسنه باشند ، یا نیاز بدنی داشته باشد، به اصلاح این کودکان ، کودکان آسان نامیده می شوند .
دسته دوم که کوچکترین گروه نام دارند و 10 درصد کودکان را شامل می شوند . این کودکان پر سرو صدا بودند و اغلب گریه می کنند . این کودکان تا حد زیادی، تا بزرگسالی همین رفتار را حفظ کردند .
گروه بعدی شامل 15 درصد از کودکان بود . کودکان این گروه قبل از اینکه اطمینان حاصل کنند که در ارتباط با دیگران پذیرفته خواهند شد ، خود را درگیر فعالیتی با دیگران نمی کردند . آن ها در رابطه با ورود به موقعیت های جدید محتاط بودند .
کودکان این گروه دیر جوش نامیده می شوند .
در حقیقت کودکان به جز موارد معدود، سبک های رفتاری پایداری را نشان دادند .
ویزگی های شخصیتی مختلف، واکنش افراطی به محرک ها، مثل کج خلقی، تا رفتار های خفیف ناشی از وسواس فکری-عملی ، مثل ردیف کردن عروسک ها یا ماشین، را در کودکان نوپا می توان دید . در رابطه با دو قلو های همسانی که جدا از هم بزرگ شده اند، تعداد شگفت آوری از ویژگی های شخصیتی مشابه مشاهده شده است . این جفت ها، حتی علائق ، مشاغل ، و سرگرمی های یکسانی داشته اند . این یافته ها حاکی از این است که ویژگی های شخصیتی ، حداقل تا حدی، ارثی هستند . نهایتا آشکار است که مزاج، ویژگی های ارثی ، فرزندی پروری ، محیط ، همگی در شکل گیری شخصیت دخیل هستند .