این بیماری در سال های اولیه عمر ، خصوصا در سنین پیش از دبستان ظاهر می شود . سیمای اصلی این بیماری، فراخنای توجهی کوتاه و رفتار تکانشی است . درجات گوناگونی از خفیف که در آن ناراحتی های جزئی دیده می شود تا شدید که به طور معنا داری سازگاری کودک را با اعضای خانواده تحت تاثیر قرار می دهد، وجود دارد . بیش فعالی کم توجهی معمولا با مشکلات یادگیری و رفتاری همراه است به طوری که اینها برای به سر بردن و بدون در کنار سایر کودکان مشکل دارند . این بیماری بیشتر در پسر ها شایع است تا در میان دختر ها و غالبا تاریخچه خانوادگی از مشکلاتی مشابه آن در زندگی کودک وجود دارد . تشخیص و درمان بهنگام می تواند اوضاع را بهتر کند .
· کمک به والدین برای درک بهتر شرایط و عواطف فرزندشان .
· کمک به والدین برای کنترل رفتار فرزندشان به نحوی که مشکلات رفتاری اش کاهش یاید .
· آموزش مهارت های اجتماعی (خصوصا برای کودکان بزرگتر) تا به آنها جهت سازگاری با موقعیت ها و مسائل روزمره که به دنبال بیش فعالی / کم توجهی ایجاد شده کمک شود .
· استفاده از دارو هایی مثل متیل فنیدیت برای کاهش علائم بیماری بهتر است.
مثلا نسبت به هم سن و سالانش خیلی پر تحرک تر است، آرامش ندارد .
اگر باهوش باشد برای پرتحرکی هایش دلیل دارد .
روابطش با دیگران مختل است .
مرتب ول ول می خورد، حتی در خواب هم آرامش ندارد ، دائم غلت می خورد .
مثل موتوری که روشن شده و شروع به حرکت می کند و خسته هم نمی شود
شاید این پرتحرکی کلامی باشد ، دایما حرف بزنند .
و شاید این پر تحرکی شکلی ظریف داشته باشد ، دائما با دکمه اش ور برود . دفترش را خط خطی کند یا مرتب پاهایش را تکان دهد .
کلا تمرکز بچه ها تا قبل 7 سالگی ضعیف است و به طور طولانی نمی توانند به داستانی گوش کنند و در 12 سالگی این تمرکز به اوج خود می رسد.
خلاصه مطلب
بعضی از نوجوانان که مبتلا به بیش فعالی /کم توجهی هستند، در بزرگسالی دچار افسردگی می شوند . آن ها معمولا تجربیاتی از شکست داشته اند، اغلب توسط بچه های دیگر محروم می شدند ، اعتماد به نفس خیلی پائینی دارند و دائما با دنیای پیرامونشان در تعارضند . یعنی مسائلی که بروز افسردگی را در این ها آسان می کند . البته افسردگی می تواند خودش را به شکل غیر مستقیم نشان دهد.