افرادی که به خود آسیب وارد می کنند ممکن است فکر کنند که این کار باعث رهایی از استرس و اضطراب، خشم یا غم می شود. شواهد نشان می دهد که با گذشت زمان، این احساسات اولیه همراه با احساس گناه و شرم اضافی همچنان ادامه خواهند یافت و حتی ممکن است بدتر هم شوند.
علاوه براین خودآزاری می تواند به خودی خود خطرناک باشد،حتی اگر قصد نداشته باشد به خود آسیب جدی یا طولانی وارد کند.
ریشه ی خودآزاری در افراد از جمله آزار فیزیکی، کلامی یا جنسی اغلب در آسیب های اولیه دوران کودکی یافت می شوند. همچنین ممکن است نشانه ای از سایر اختلالات روانپزشکی باشد که مستقل از آسیب هستند مانند: افسردگی، اضطراب، یا اختلال شخصیت مرزی.
مازوخیسم را می توان بر اساس نوع آسیبی که فرد به خود وارد می کند به سه دسته تقسیم کرد:
در این نوع خود آزاری؛ فرد رنج کشیدن و تحقیر شدن را تصور می کند و از آن لذت می برد. این دسته از افراد کمرو بوده و سعی می کنند افکار خود را پنهان نگه دارند.
ممکن است فردی را در رابطه ببینید که، مورد آزار شدید است اما تمایل به ماندن در رابطه را دارد. افراد با مازوخیسم روانی، از تحقیر شدن و ناسزا شنیدن لذت می برند.
شدید ترین نوع مازوخیسم یا خود آزاری؛ فیزیولوژیکی می باشد. زمانی که فرد از نظر کلامی و روانی به حس مطلوبی دست نیابد، به دنبال خودزنی و شکنجه می باشد. این افراد از دیدن خون و سوختن لذت می برند و افرادی را برای رابطه انتخاب می کنند که بتوانند به آنها آسیب وارد کنند.