ماوراطب

سلام (من ۲۲ سالمه و دختر تقریبا ۱۷) ۶ماه میشه از یه دختر خواستگاری کردم و خانواده اش گفتن فعلا زوده و بعد از مدرسه بیایم بعد از اون من با دختر تو فضای مجازی صحبت کردم و از من خوشش اومد و همینطور بدون اینکه خانواده ها اطلاع داشته باشن تو فضای مجازی صحبت میکردیم و قرار گذاشته بودیم بعد از تموم شدن مدرسه اش با هم عقد کنیم اما بعد از تقریبا ۳ ماه خانواده دختر از حرف زدن ما مطلع شدن و با دختر برخورد بدی کردن و هر روز بهش سرکوفت میزدن که آبروی مارو بردی و کاش اصلا به دنیا نمیومدی و اینجور حرفا ؛ دختر هم فقط سکوت میکرد و موقعی که با هم صحبت میکردیم به شدت ناراحت و تقریبا از همه چی خسته بود گاهی که من ناخواسته حرفی میزدم که ناراحت میشد با این که حرف خیلی مهمی نبود ولی اونقدر عصبانی و ناراحت میشد که همش میگفت از تو و از همه خسته شدم و کاش بمیرم راحت شم ولی من از غرورم و همه چیزم میزدم و ولش نمیکردم تا آروم شه ، تا دو ماه همینجور این وضعیت تکرار میشد تا اینکه خانواده دختر گفتن بیا عقدش کن ،من هم قبول کردم و شروع کردیم به فراهم کردن مقدمات اما باز هم تعدادی از افراد خانواده دختر بازم بهش نیش و کنایه میزنن که تصمیم عقدش اشتباهه و از اینجور چیزا و متاسفانه بازم باعث شده دختر با یک حرفم ازم ناراحت شه و باهام قهر کنه و اینبار اصلا حتی جوابم رو نده. هر پیامی میدم فقط نگاه میکنه و میره؛ با توجه به شرایط خانوادگیش تماس هم نمیتونم بگیرم. دختر از موقعی که خانواده اش فهمیدن و اونجور اذیتش کردن نسبت به حرفا حساس تر شده و عصبانیتش زیاد شده. دو هفته دیگه تاریخ عقده و نمیدونم چطور با این مساله برخورد کنم؛ لطفا راهنماییم کنید

سلام (من ۲۲ سالمه و دختر تقریبا ۱۷) ۶ماه میشه از یه دختر خواستگاری کردم و خانواده اش گفتن فعلا زوده و بعد از مدرسه بیایم بعد از اون من با دختر تو فضای مجازی صحبت کردم و از من خوشش اومد و همینطور بدون اینکه خانواده ها اطلاع داشته باشن تو فضای مجازی صحبت میکردیم و قرار گذاشته بودیم بعد از تموم شدن مدرسه اش با هم عقد کنیم اما بعد از تقریبا ۳ ماه خانواده دختر از حرف زدن ما مطلع شدن و با دختر برخورد بدی کردن و هر روز بهش سرکوفت میزدن که آبروی مارو بردی و کاش اصلا به دنیا نمیومدی و اینجور حرفا ؛ دختر هم فقط سکوت میکرد و موقعی که با هم صحبت میکردیم به شدت ناراحت و تقریبا از همه چی خسته بود گاهی که من ناخواسته حرفی میزدم که ناراحت میشد با این که حرف خیلی مهمی نبود ولی اونقدر عصبانی و ناراحت میشد که همش میگفت از تو و از همه خسته شدم و کاش بمیرم راحت شم ولی من از غرورم و همه چیزم میزدم و ولش نمیکردم تا آروم شه ، تا دو ماه همینجور این وضعیت تکرار میشد تا اینکه خانواده دختر گفتن بیا عقدش کن ،من هم قبول کردم و شروع کردیم به فراهم کردن مقدمات اما باز هم تعدادی از افراد خانواده دختر بازم بهش نیش و کنایه میزنن که تصمیم عقدش اشتباهه و از اینجور چیزا و متاسفانه بازم باعث شده دختر با یک حرفم ازم ناراحت شه و باهام قهر کنه و اینبار اصلا حتی جوابم رو نده. هر پیامی میدم فقط نگاه میکنه و میره؛ با توجه به شرایط خانوادگیش تماس هم نمیتونم بگیرم. دختر از موقعی که خانواده اش فهمیدن و اونجور اذیتش کردن نسبت به حرفا حساس تر شده و عصبانیتش زیاد شده. دو هفته دیگه تاریخ عقده و نمیدونم چطور با این مساله برخورد کنم؛ لطفا راهنماییم کنید

پاسخ پزشکان (1)

دکتر وحید دارابی

دکتر وحید دارابی

متخصص ترك اعتياد و روانپزشک

سلام نیاز هست که به مشاور خانواده مراجعه کنید، تا مشکلتون دقیق بررسی کنند و بر حسب آن جلسات مشاوره انجام بدهند