یه چند وقتی حالت روحی مناسبی ندارم نمیدونمچجور توضیح بدم و از کجا شروع کنمولی اصلا رفتارامنرمال نیست تو جمع نمیتونم بمونم تو تنهایی هم تمام غموغصه دنیا انگار رو سرمخراب میشه کلا کارم شده گریه یه وقتایی هم شبا انقد کابوس میبینم نمیتونم اصلا بخوابم کلا بی انگیزه و بی حال شدمانرژی انجام هیجکاری رو ندارم تا یکم حالمخوب میشه میخوام ی کاری انجام بدم با کوچکترین اعصاب خوردی حجم زیادی استرس بهم وارد میشه و کلا یه گوشه یا دراز کشیدمیا تو گوشی امتنها فعالیتمهم رمان خونده انگار حوصله هیچکاری رو بغیر رمان خوندن ندارم کل روز منتظرم شب شه شب که میشه آنقدر غم میاد تو دلم وه از تنهایی فقط گریه میکنم حوصله هیجی ندارم خرید میرم نمیتونمچیری بخرم کلا اصلا تو روز بی احساسم انگار هیچی برام مهم نیست ولی امان از شب ک دق میکنم تا بخوابم