ماوراطب

سلام.یه مشکل خیلی بزرگی تو زندگیم دارم که واقعا دارم عذاب میکشم. چند سال که ازدواج کردم. شوهرم خیلی ادم پنهان کار و دروغگوییه. با هر زبونی بود باهاش صحبت مردم همه راهو امتحان کردم .بعضی وقتا قبول می‌کنه اشتباه کرده عذر میخواد بعضی وقتام میگه نه اشتباهی نکردم و میخواد توجیح کنه کاراشو‌ . واقعا نمیتونم تحمل کنم ازین وضعیت خستم. خواهشا بگید چکار کنم با این ادم. ممنون .

سلام من 23سالمه و نزدیک به دو ساله که ازدواج کردم ازدواج با عشق و فامیل هستیم... بخاطر شرایط مالی مون چون تازه شروع کرده بودیم من گفتم اشکال نداره عروسی نمیخوام.. سرویس طلا و خریدهای مرسوم هم گفتم اشکالی نداره... نمیخواستم همسرم تو فشار قرار بگیره.. توی زندگی از دروغ و پنهان کاری و خیانت متنفرم و همیشه خط قرمزم بوده... اما تو این دوسال دوبار شاهد دروغ و خیانت بودم که اخریش همین یک ماه پیش بود... همسرم خیلی آدم خوبیه ولی نمیدونم چرا اینجوری میکنه... مشکلم اینه که من دیگ از یک ماه پیش تا الان با اینک نه دعوا کردم نه هیچی کلا آدم آرومی هستم و فقط بهش گفتم دفعه ی بعدی درکار باشه بی صدا میذارم و میرم کلی گریه و معذرت خواهی کرد که دیگ هیچ وقت تکرار نمیشه و جبران میکنه بخشیدم اما از درون خودم داغونم نه اعتماد دارم نه امیدی دیگ من واقعا واسه زندگیم خیلی از خودم گذشتم خیلی جاها خودمو ندیدم و بعد اون اتفاق دیدم واقعا من موندم و هیچی ازین زندگی چیکار کنم لطفا کمک کنید

سلام من ۲۴ سالمه تازه ۵ ماهی هستش که دخترم به دنیا اومده و از اون موقع خیلی پرخاشگر و عصبی شدم به همه چی گیر میدم کوچیکترین چیز رو بزرگ میکنم و کوچیکترین چیز منو ناراحت میکنه حتی روابط با همسرم و خانوادم بد شده با همه دعوا میگیرم و بعد پشیمون میشم همش گریه میکنم دیگه خودمو نمیشناسم خیلی در عذابم لطفا کمکم کنید

سلام وقتتون بخیر من ۲۰سالمه الان مدت طولانیه که زندگی واسم معنای نداره هر کار میکنم پاشم برم سراغ کاری اصن نمی تونم حس میکنم مغزم قفل شده به موضوعات کوچیک زیاد فکر میکنم و اونارو واسه خودم بزرگ میکنم حتی میخوام فیلمم ببینم نمی تونم حس میکنم بیخودی نفس میکشم خیلی دوسدارم علاقه هامو دنبال کنم ولی نمی تونم بارها به خودکشی فکر کردم نمی تونم هزینه کنم واسه تراپیست چون مشکلات خانوادگی دارم لطفا کمکم کنید

سلام من و نامزدم رابطه جنسی داشتیم و اصرار از سمت شوهرم بود جدیدن اخلاقش یکم سرد شده و میگه دیگه رابطه جنسی نمبخام و بعد ازدواج من ب عنوان یک دختر استرس اینا گرفتم پای نفر سوم در میون نباشه چون مگه میشه یک دفعه میلش کم بشه و میگه با ورزش میلما کم میکنم و اشتباه منم حرفشا باور دارم و درسته ولی نگرانم ک نکنه جای دیگه تخلیه کنه لطفا کمکن کنید اشتباع فکرم یا نع

من متاهل هستم و همسرم شغلشون ازاد هست یک کارگاه مبل دارن اوضاع اقتصادیمون خوب نیست و همسرم از صبح خیلی زود میرن اسنپ کار میکنن بعد به کارگاه میرن و وقتی هم بخوان برگردن همین کار رو میکنن حدود چند روزه که اینکار رو میکنن اولین باری که گفتن من سربسته گفتم انجامش ندی بهتره چند روز گذشت و ازشون پرسیدم بازم رفتی اسنپ گفتن اره منم گفتم میشه نری اونم قبول کرد باز چند روز گذشت و بو بردن یعنی حقیقتش گوشیشو چک کردم که داره میره باز ولی بهش نگفتم که فهمیدم گفتم بازم میری من من کرد گفتم عزیزم میشه نری من واقعا دوست ندارم محطش خوب نیست گفت بهم اعتماد نداری گفتم به همسرم چرا به همجنسام نه ناراحت شد و رفت یه پیام براش فرستادم که به مرگ خودم بهت اعتماد دارم فقط خواسم صادقانه حسمو بهت بگم گفت درک میکنمو مجبور شدم این مدت بهش اعتماد کردم ولی همنجوری گوشیشو امروز باز کردم خوشحال از اینکه باهام صادق بوده دیدم روزای قبل دوتا سفر میرفته امروز نه تا رفته خورد شدم کلی گریه کردم حالم واقعا بده حس میکنم اعتمادمو خدشه دار کرده نمیدونم چیکار کنم چی بهش بگم بحث من اینه چرا دروغ گفتن اینم هست که دلم نمیخواد همسرم در موقعیتی باشه که تعهدشو با چنگ و دندون حفظ کنه چون دیدم چه طور خانم ها تو اسنپ پیشنهاد میدن

سلام خداقوت ویژه .من دخترم و ۲۴ سالمه من ب پسری علاقه مند هستم و تصمیم گرفتم خودم پیشنهاد بدم برای ازدواج و با مشاوری صحبت کردم ایشون گفت باید شما رو یک واسطه امین معرفی کند به پسر من با واسطه حرف زدم و ایشون به جای پیشنهاد متاسفانه مستقیم ب پسر اطلاع دادند ک دختری ب شما علاقه داره :( و نظرشون رو خواستن پسر هم گفته اگر دختر خودش میتونه به من پیام بده واسطه هرچقدر اصرار کردن هر حرفی دارید بفرمایید بنده به دختر انتقال میدم اما گفتن خودم حرفامو به دختر میزنم فقط بگید اگه میتونه پیام بدهد من الان موندم چیکار کنم از طرفی به خاطر خرابکاری واسطه ک مستقیم علاقه من رو به پسر رسوندن و من از جواب منفی و ابروریزی بعدش میترسم و از طرفی نمیدونم کار درستی هست ک پیام بدم (البته واسطه گفت به پسر شماره من رو میده ک ایشون پیام بده )ولی درهر صورت من خیلی میترسم لطفا راهنمایی بفرمایید ممنونم

سلام من ۱۹ هفته باردارم وبخاطر سقطای قبلیم بسیار مضطرب واسترسیم این حالت شبها بیشتر به سراغم میاد وتاصبح نگرانی ودلشوره دارم بخصوص موقع سرویس رفتن ک مبادا چیزی ببینم .وازونجا ک زمان زیادی تاپایان بارداریم مونده زندگی کردن مختل شده برام .بتازگی عمل سرکلاژ هم کردم امادوهفته بعدسونوگرافی گفت دهانه رحمت یک سانت بازشده واین موضوع هم نگرانم کرده

سلام من از وقتی ازدواج کردم خواهر شوهرم ارتباط خوبی با من و همسرم نداره،همیشه از دست کاراش حرص میخورم و به همسرم غر میزنم،چن روز پیش اتفاقی تو گوشی همسرم دیدم با خواهرش چت کرده و چت خاصی هم نبود تبریک تولد بود ولی خیلی حالت صمیمیانه ای داشت،دو روز بعد متوجه شدم اون چت ها رو پاک کرده تا من نبینم. از اونروز فکرم درگیر هس نکنه همسرم خیلی چیز هارو ازم مخفی میکنه تا من نبینم یا نفهمم یا امکان داره تو اینده اینکارو بکنه چیکار کنم؟من چه اشتباهی کردم؟

سلام من پسر ١۴ ساله ای هستم چند وقت است احساس می کنم که از نظر سلامتی مشکل دارم چون چند بیماری ساده را همزمان داشتم می دانم که این حس را همه تجربه می کنند و حتی با دوستم هم صحبت کردم و خیلی بهتر شدم ولی نمی تونم خودم را قانع کنم که شانسی اتفاق افتاده … نمی توانم جلوی خودم را بگیرم تا ذر اینترنت درباره بیماری ها تحقیق نکنم ولی خیلی استرس می گیرم