ماوراطب

۱۹ سالمه و پسرم ، خانوادم علاقه ای به من ندارن چون میگن که به صورت تصادفی به دنیا اومدم ، به همین دلیل هم بامن رفتاروخوبی ندارن ، کل بچگیم رو تو اتاقم ساکت و تنها گذروندم چون اگه میخواستم کاری کنم مادرم با کمربند کبودم میکرد ، هنوزم که هنوزه ازش میترسم و کلا با خانواده ام صحبتی ندارم ، تنها اینتراکشنی که باهم داریم اینه که بهشون بگم گشنمه ، ولی اکثر وقتا حتی همین هم پیش نمیاد چکن برای اینکه باهاشون روبرو نشم کل روز رو خوابم و شبا بیدار ، بیرون نمیرم ، هیچ دوستی ندارم ، شب تا صبح هم تو گوشیمم و روزی حداقل ۱۶ ساعت میخوابم ، همیشه خستمه ، به شدت اورثینکر هستم و هرموقع میخوام خودم رو از این زندگی نجات بدم میگم زندگی ارزش تلاش کردن نداره ،هیچ چیزی ارزشش رو نداره که من بخوام از منطقه امنم بیرون بزنم ، گاهی اوقات غذا هم نمیخورم و فقط میخوابم که بخوابم و از این زندگی حواسمو پرت کنم ، برای اینکه بتونم یکم دلشون رو به رحم بیارم خودکشی کردم قبلا ، ولی شاید باورتون نشه مادرم حتی ذره ای اهمیت نداد و باعث شد بدتر بشم ، من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ، بهم اجازه نمیدن برم روانشناس ، پول هست ولی بهم نمیدن میگن ارزششو نداری ، من هم کسیو ندارم ازش پول بگیرم ، واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ، خیلی خسته ام ، خیلی خستم ، زندگی کردن خیلی انرژی میخواد و ذهن من با بدبینی کل انرژیمو میگیره ،دلم میخواد مغزمو خاموش کنم ، لطفا کمکم کنین

من 21 سالمه بدون اعتماد به نفس و عزت نفس و زودرنج از مردم معمولا دوری میکنم میخواستم بدونم ریشه ترس از ضایع شدن و نادیده گرفته شدن از چی هستش فکر میکنم واسه همین نه میتونم رفیق پیدا کنم نه با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم

سلام وقتتون بخیر من ۱۶ سالمه...چند وقتیه به اتفاقات کوچیک فکر میکنم حتی به اتفاقات کوچیک و بی ارزش و باهاشون گریه م میره و کلا همش در حال گریه کردنم و حتی به والدینمم نگفتم...و به همه چیز منفی نگاه میکنم‌نمیدونم چرا اینطوری شدم آخه من همیشه میخندیدم یهو دو سه هفته ای هست اینطوری شدم... میشه بگید باید چیکار کنم...

سلام من بعد از فوت خواهرم بی نهایت بی انگیزه و غمگین و افسرده هستم و همش گریه میکنم ایا راه درمان دارم؟ روانشناس نمیتونم برم چون مخارجش بالاس میشه بهم راهکار بدین؟ تشکر از شما

سلام وقت بخیر من ۱۶ سالمه ی مدتی میشه نامزدی کردم بد ب دلایلی بهم خورد قبل از اون حالم خیلی خوب بود وقتی نامزدی کردم حالم بدشد مث افسردگی بود برام حالم بدبود الان خیلی کسل و بد خلق شدم خیلی عصبی هستم همه بهم میگن بداخلاقم و فلان ی راهکار بدین ممنون میشم جواب بدین

من شدیداً درونگرا هستم و این دارم واقعا ازش اذیت میشم ولی می‌خوام که تغییر کنم و بیشتر حرف بزنم و میان گرا یا برونگرا بشم می‌دونم که شدنی هستش از چندین نفر که پرسیدم فقط میخواستم بدونم چطوری با چه راهکاری ؟

سلام وقتتون بخیر من ۲۵سالم مدتیه رفتارام کلا عوض شده احساس میکنم از خودم خیلی دور شدم قبلا خیلی ارومو.....بودم الان پرخاشگرانه جواب میدم عمدیم نیست حتی با خودمم دعوا دارم

چند مدته به شدت احساس افسردگی دارم از همه چیز نا امیدم اعتمادم به نفسم صفره افکار خودکشی هم دارم

سلام من دخترم و ۱۴ سالمه متاسفانه خیلی خجالتیم مثلا تو مدرسه وقتی سر کلاس هستم اصلا صحبت نمیکنم یا بخوام یه چیزی بگم همش به خودم میگم زشته اینجوری میشه اونجوری میشه و جدا از مدرسه در جمع هم همین طوری میشه ، میشه لطفا راهکار بدید چیکار کنم خجالتی نباشم؟

سلام وقت بخیر.دختر ۲۲ ساله هستم از چند ماه پیش وسواس چک کردن پریز و اینکه وسیله ای تو برق نباشه گرفتم اول نهایت تا دوبار چک میکردم مشکلی نبود ولی الان خیلی شدید شده در حدی که بعد از ۴ بار چک کردن بازم بعد ۵ دقیقه به خودم شک میکنم تا حالا حادثه ای نبوده نمیدونم ریشه ش از کجاست بخاطر من اطرافیانمم درگیر شدن هرموقع میریم بیرون امکان نداره بخاطر اضطراب من برنگردیم البته الان دیگه از پریزو این حرفا گذشته مدام فکر میکنم وسلیه ای رو جا گذاشتم هی کیفمو چک میکنم یا خیلی چیزای دیگه همش استرس دارم دیگه داره دیوونم میکنه نمیدونم باید چیکارش کنم خانواده هم فکر میکنن از بی مسئولیتیمه ولی واقعا من خیلی سعی میکنم حواسم باشه ولی نمیتونم